مرو مادر

مرو مادر
به آنروزي كه دست حق زهرا را جدا مي كرد
به رنج وداغ سنگيني علي رامبتلا مي كرد
حسن برزينب نالان تسلي داداز اين ماتم
حسين با چشم گريانش عزيزش را صدا مي كرد
مرو مادر كه بعد از تو ستمها مي شود بر من
ز فرزند كسي كه بر توصد جور وجفا مي كرد
حسين فاطمه سر را به زانو كنج ويرانه
تقاص مادر خود را تمنا از خدا مي كرد
بگو مادر چرا پهلوي خود را سخت ميگيري
چرا باباي من ديشب دعا بهر شفا مي كرد
مگر مادر كسي در خا نه ما سخت بيمار است
كه بابايم كفنهاي سفيدي را سوا مي كرد
حسين من نمي داني دل زهرا پراز خون است
نمي داني كه محنت با دل زهرا چه ها مي كرد
دگر زهرا نمي خواهد كه پيش از اين بيان دارد
شكسته استخوانهايش حديث ماجرا مي كرد
به كوي معرفت مانند زهرا نيست چون زهرا
براي حفظ جان شوهرش خود رافدا مي كرد
از آنروزي كه بين ميخ درب منزل وديوار
عدو بر مادر تو فاطمه قصد فنا مي كرد
نسخه ی قابل چاپ
نویسنده: حسین جوادی بازدیدها: 1 163 نظرات: 0

فرم ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
 
  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود