فراق یار

فراق یار
نمی دانم چرا امروز خوارم
اسیر وبی کس وحیران وزارم
نمی دانم چرا با رفتن تو
طبیبا لحظه ای راحت ندارم
نمی دانم چه سیلی بود سنگین
که ویران شد زمین وکشتزارم
اسیر پنجه شاهین نفسم
که خود این بندگی را خواستارم
اماما پیشمرگان تو رفتند
برای دیدن توبی قرارم
اگر ماندم لیاقت بیش از این نیست
نمی دانم چرا در این حصارم
بیا یکبار دیگر در نگاهم
به این دیدار من امیدوارم
بیا ای سربدار سربداران
مرام وسیره ات را پاسدارم
بیا خورشید ، تابش کن بر این دشت
که من بی پرتوت زار ونزارم
بیا ای نیر محجوب از ما
بیا تا روز گردد شام تارم
بیا ای رود بر من آب بسته
به امید تو من بذری بکارم
بیا ای زرشناس قیمت افزای
مزین کن به جود خود عیارم
بیا دیگر بس است این محنت وغم
اماما مضطرم در انتظارم
امام من امید من تو بودی
به این دنیا تو بودی افتخارم
خداوندا زمانه پر فریب است
توئی تنها امید ماندگارم
دلم را باکلامت روشنی بخش
گنه کردم ، غریبم ، شرمسارم
جوادی گرچه مخلوقی سیه رست
به فضل بیکرانت چشم دارم
خرداد 1373
نسخه ی قابل چاپ
نویسنده: حسین جوادی بازدیدها: 1 124 نظرات: 0

فرم ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
 
  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود