» » متن مصاحبه " راوی " با حسین جوادی معاون سابق فرهنگی هنری اداره کل ارشاد استان مرکزی

متن مصاحبه " راوی " با حسین جوادی معاون سابق فرهنگی هنری اداره کل ارشاد استان مرکزی

متن مصاحبه " راوی " با حسین جوادی معاون سابق فرهنگی هنری اداره کل ارشاد استان مرکزی
متن مصاحبه " راوی " با حسین جوادی معاون سابق فرهنگی هنری اداره کل ارشاد استان مرکزی

مصاحبه کننده : رها شاکری
چند سال است که مدیران غیر بومی خصوصا آنها که با فرهنگ سر و کار دارند؛ با ورودشان به استان مرکزی، خبرنگاران را دور خود جمع می کنند و از مظلومیت فرهنگ و توسعه نیافتن آن در استان داد سخن می دهند. بعد اراک را با اصفهان و شیراز و تبریز مقایسه می کنند که اراک هم می تواند از لحاظ فرهنگی همسطح این شهرها باشد. اما اظهارات فرهنگ مأبانه این مدیران و بعضا استانداران(!) در همان جلسه اول دیدار مطبوعاتی ختم می شود. گویا این اظهار فضلها به سرعت فراموش می شود و شاید هم آن مسئول دوست دار فرهنگ بی خبر از همه جا گرفتار تارهای در هم تنیده فرهنگ استان می شود و قدرت مدیریتش قفل می شود. اما جوادی از جنس دیگری بود .
جوادی حدود 8 ماه در اداره کل فرهنگ و ارشاد بعنوان معاون فرهنگی و هنری خدمت کرد. مصاحبه ای که در ادامه می آید نقطه نظرات ایشان درباره نقاط قوت و ضعف فرهنگ استان است و همچنین زوایای تاریک و روشن حاکم بر اداره ارشاد استان از زبان کسی که مدت 8 ماه در این اداره کل خدمت کرد و هم اکنون به عنوان فردی بیطرف، اما علاقمند به توسعه فرهنگ استان، اظهار نظر می کند.
- در مدتی که به عنوان یک مقام مسئول در استان حضور داشتید چالشهای فرهنگی آن را در چه چیزی دیدید؟ از نظر شما مشکلاتی که در حوزه فرهنگ استان وجود دارد چیست؟
مسائل فرهنگی را باید در دو حوزه سخت افزاری و نرم افزاری جستجو کرد. حوزه نرم افزاری شامل باورهای فرهنگی و اندیشه های حاکم در استان و حوزه سخت افزاری مسائلی مثل نشریات، نبود چاپخانه، موسسات فرهنگی، کانونهای تبلیغاتی و… می شود.
وقتی از بیرون به استان مرکزی نگاه می کنی؛ با یک استان تقریبا محروم مواجه می شوی. آنهم با داشتن بهترین شخصیتهای فرهنگی که نمونه آن را شاید در هیچ استانی نتوان دید! اگر مفاخر استان مرکزی را جمع کنید 6 استان را باید کنار هم بگذارید تا شاید به اندازه استان مرکزی شود. (هر چند که تعداد مفاخر استان در سطح ملی رو به افول است) به هرحال با آن پیشینیه فرهنگی که در استان داریم فضاهای فرهنگی موجود شدیدا مغایر با آن است.
- آیا بستر لازم برای آنکه استان مرکزی به جایگاه شایسته خود در حوزه فرهنگ برسد وجود دارد؟ چه باید کرد تا آن غنای فرهنگی گذشته بدست آید؟
خیر. در استان مرکزی بستر لازم برای توسعه و پیشرفت فرهنگی وجود ندارد. در مدت 8 ماهی که در استان بودم متوجه شدم که استان مرکزی هم در بخش سخت افزاری و هم در بخش نرم افزاری جزء استانهای تقریبا عقب افتاده کشور است. آمل یک شهر کوچک استان مازندران است که حدود 370 هزار نفر جمعیت دارد. مرکز استان هم نیست. اما 2 چاپخانه به وسعت چند هزار مترمربع دارد. یک دستگاه 5/4 ورق چاپ بستر توسعه شهری را فراهم می کند در استان مرکزی ما به هیچ وجه دستگاه چاپ 5/4 ورقی نداریم! به پیشنهاد من آقای مشایخی از این چاپخانه ها بازدید کرد و خود دید که در شهر کوچکی مثل آمل 5 هزار متر مربع وسعت یک چاپخانه آن است. استان مرکزی از نظر سخت افزاری در همین حوزه چاپخانه ها واقعا دچار مشکل است. چاپخانه های استان مرکزی واقعا ضعیف هستند. باید خیلی خودشان را بالا بکشند. موسسات فرهنگی هنری تقریبا ضعیف دارند کار می کنند یک موسسه قوی و یا یک کانون تبلیغاتی قوی در کل استان نداریم. برای بالا بردن سطح اینها یک برنامه ریزی کوتاه مدتی را داشتیم شروع می کردیم که به دلایلی حمایت نشد. یک گره ای در خود اداره کل وجود دارد که شاید مدنظر مطبوعات استان هم باشد. خیلی از گره ها را باید در خود اداره کل ارشاد باز کرد تا بسترها فراهم شود.
- بله. نبود یک چاپخانه قوی در استان مرکزی مسئله ای است که مسئولان و هم کسانیکه در کار چاپ و نشر هستند به آن اذعان دارند ولی تا کنون برای ایجاد آن هیچ اقدام عملی صورت نگرفته است. شما در دوره معاونتتان در استان، برای آن اقدامی کردید؟
چندین بار مطرح کردم که باید با استاندار به تفاهم برسیم که به تمام کارخانجات استان ابلاغ کنند. ( و این شدنی است ما در آمل اینکار را انجام دادیم). بسیاری کارخانجات در استان وجود دارد که هیچ جای کشور نیست. چرا باید بهترین کارخانجات و صنایع در اراک باشد و تمام کارهای مطبوعاتی و تبلیغاتی آنها در شهرهای مجاور چاپ شود؟ چاپ اینها در استان خودش ایجاد توسعه می کند. باید بستری ایجاد شود. قراردادی بسته شود که طبق آنها هیچ شرکتی و کارخانه ای اجازه نداشته باشد کارهای چاپی اش را از استان خارج کند. این را در آمل عملی کردم و توسعه دادم و منجر به آن شد که یک چاپخانه کوچک آمل تبدیل به یک چاپخانه قوی 4 هزار مترمربعی شود البته با پشتکار مدیر چاپخانه هم همراه بود . و اگر نبود موجب می شد چاپخانه روز به روز به انحطاط کشیده شود و یکی از گره هایش در اداره کل است. چون اداره کل باید سماجت به خرج می داد و استاندار رغبت پیدا می کرد که این کار را بکند. انتشاراتی های ما نباید کارهایشان را به قم ببرند! از آن طرف چاپخانه های ما باید با ظراقت و دقت و تعهد بیشتری کار کنند و کارهای استان را در بهترین کیفیت انجام دهند. چاپخانه های استان اگر کمی حمایت شوند؛ اگر کمی کارخانجات آنها را ساپورت کنند، آنها توسعه می دهند. برای کارخانه ها هم راحت تر است که در استان کارهای چاپی شان را انجام دهند.
- لازمه این اتفاق یک مدیریت قوی و با تدبیر است. آیا در حوزه فرهنگ با توجه به عملکردی که در استان تا کنون شاهد آن بودیم؛ شدنی است؟
من اعتقاد دارم بالاخره یک جایی باید این اتفاق بیفتد. البته مشکلاتی وجود خواهد داشت. من اعتقاد دارم مدیران فرهنگی استان علیرغم آنچه که الان در کشور هست؛ باید مدبرترین، زرنگترین آدمهای استان باشند. یعنی مدیر فرهنگی باید بسیار بسیار توانمند باشد. چون حوزه فرهنگ تمام حوزه ها را زیر پر و بال خود دارد. یک مدیر فرهنگی هم باید تمام حوزه ها را در اختیار خودش داشته باشد. نه اینطور که به مدیرکل های دیگر ادارات دستور بدهد! بلکه باید بتواند سایر دستگاهها و حوزه ها را از نظر فرهنگی همراه کند. در حالی که نه تنها در استان مرکزی در هر جای کشور که نگاه می کنی اکثر مدیران فرهنگی افراد مظلوم و مأخوذ به حیا هستند و این باعث می شود سایر حوزه ها به حوزه فرهنگ بچربند. البته من به آقای مشایخی ارادت دارم و ایشان را آدم اخلاقی می دانم .
- در عرصه نرم افزاری چطور؟ گفتید در این عرصه هم استان مرکزی دچار چالش است.
بله، در عرصه نرم افزاری هم مشکل داریم یعنی اندیشمندان ما، افرادی که تفکر ارزشی دارند یا تفکر فرهنگی هنری یا کلا تفکری دارند که به درد فرهنگ و هنر می خورد حمایت نمی شوند؛ یا اصلا رصد نمی شوند! ما نمی دانیم در چه حوزه ای چه شخصیتهایی داریم. در حوزه فرهنگ احتیاج به چند صدایی داریم. نمی توانیم بگوییم صدایی که مطابق میل ما نیست باید خفه شود. تار برای خودش یک صدا دارد. نقاشی یک صدا، نگارگری، موسیقی، نمایش و… همه اینها صدای خاص خودشان را دارند. این چندصدایی را باید بتوان مدیریت کرد.
در این استان این چند صدایی کمتر مدیریت می شود. اگر یک صدایی مخالف بوجود آمد نباید آن را خفه کرد. نیاز فرهنگ به این است که این چند صدایی مدیریت شود. اندیشه ها و باورهای هنرمند توسط مدیر فرهنگی باید درک شود. آن بنده خدایی که در حوزه موسیقی است؛ در حال و هوای خاص خودش است. من مدیر باید توان این را داشته باشم که هنرش را جهت بدهم نه آنکه آن را نفی کنم. اگر یک حوزه هنری را نفی کنیم یعنی یک بخشی از جامعه که طرفدار آن هستند را حذف کرده ایم و ما چنین اجازه ای نداریم! حذف هر قسمتی از حوزه فرهنگ گستردگی آن را کم می کند و اگر قرار است مدیری در حوزه فرهنگ مدیریت کند باید بتواند همه قسمتهای این حوزه را مانند یک پازل کنار هم بچیند.
- صرف نظر از آنکه مدیران فرهنگی ما مأخوذ به حیا هستند آیا مدیرانی که انتخاب می شوند تخصص لازم در حوزه مربوطه را دارند؟
مدیریت یعنی بهره برداری، سازماندهی و هدایت تخصصها اما ماخوذ به حیا بودن مدیر در حوزه فرهنگ خسارت بار است. چون حوزه فرهنگ یک حوزه باز است و باید نوع تعاملات و بده بستانها بدون تعارف باشد. البته در کل حوزه وزارت ارشاد بنگریم اینطور است . نباید چیزی را داد و ما به ازای آن را نگرفت! اعتقاد دارم مدیریت فرهنگی کلان ما باید آنقدر آگاهی داشته باشد که بتواند این فضای گسترده را سازماندهی کند. فضای مدیریت نه فقط در این استان بلکه در خیلی از استانها بگونه ای است که برخی از عواملی که در فرهنگ هستند چون ریشه دوانده اند و ریشه دیرینه دارند جریاناتی را در مسائل فرهنگی دارند و خیلی راحت مدیران فرهنگی را مدیریت می کنند. خیلی ها حتی از اساتید به این مسئله اذعان دارند!
- در اداره ارشاد کارمندان و کارشناسان آن انگیزه لازم برای کار را ندارند وقتی وارد اداره می شویم بسیار کسالت بار و خاموش است اکثر کارشناسان پشت میزهای خود بیکار نشسته اند دلیل آن چیست؟ بی برنامگی؟ بی انگیزه بودن؟ نبود مدیریت؟ …
همه ضعفها را نمی توان به مدیرفرهنگی نسبت داد. هر چند که خصلت اخلاقی مدیر ارشاد مدارا کردن و تمکین کردن است؛ اما دلایل دیگری هم در رابطه با این مشکل وجود دارد. هر چند باید جهت داد و برنامه ریزی کرد! ولی مدیریت بخشهای داخلی اداره کل چقدر هماهنگ با آن است؟ بله! اداره کل ارشاد استان چالشهایی دارد ولی بخشی از این چالشها را هم باید به عوامل بیرونی مرتبط دانست. مثلا استانداری چقدر مدیریت فرهنگی را حمایت می کند؟ نمونه آن؛ اوایل ورود من به اداره ارشاد استان، شهردار وقت اقدام به کارهای غیر قانونی در حوزه فرهنگی می کرد من متن قانون را به او ارائه دادم و گفتم که طبق قانون شما اجازه اجرای کارهای فرهنگی هنری در سطح شهر ندارید. در حالی که همه نیروهای خود را جمع می کنید برای کارهای فرهنگی؟ صرفا به خاطر آنکه پول دارید؟ (اگر چه اعتقاد دارم این اقدام شهرداری هم بخاطر ضعف اداره ارشاد بود و می بایست قاطعانه جلوی آن می ایستاد! در حالیکه اگر قرار است اداره ارشاد در محوطه ملکی خودش یک ساختمان بسازد شهرداری بلافاصله وارد می شود و عوارض و فلان و فلان می خواهد!) جواب شهردار یک شهر به یک مدیر فرهنگی اداره کل فکر می کنید چه بود؟ او به من گفت شما لیاقت ندارید که من دارم برای یک کار فرهنگی 100 میلیون تومان هزینه می کنم!! در حالی که ایشان اگر می خواهد برای کار فرهنگی هزینه کند باید پول را به من مدیر فرهنگی بدهد و از من برنامه بخواهد.
و این نقایص تنها به شخص مدیرکل برنمی گردد. این فضا باید عوض شود. دستگاههای دیگر نوع نگاهشان به فرهنگ ضعیف است. این خیلی مهم است که نوع نگاه استانداری به فرهنگ چطور است؟ نمایندگان مجلس چه نگاهی دارند؟
و در این آشفته بازار، باقی استانها از وزارتخانه به هر ترفندی اعتبار می گیرند. ما اینجا ارتباطمان با وزراتخانه ضعیف است. ارتباطمان با استانداری و سایر ادارات کل هم ضعیف است. نرفتیم با استانداری بنشینیم چالشهای فرهنگی مان را بررسی کنیم و برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت ارائه دهیم. از همه مهمتر آنکه بسیاری ریشه ها در خود اداره کل باید خشکانده شوند. برخی مسئولان داخلی اداره کل به انجام کارهای کلان عادت نکرده اند و فقط جلوی پای خودشان را می بینند. ضمن آنکه نیروهای خوب و دلسوز هم داریم.
- خانه مطبوعات استان چه مشکلی دارد؟
در سیاست دولت قرار شد مجموعه ای به نام خانه مطبوعات تشکیل شود و طبق اساسنامه آن باید رای گیری و انتخاب اعضا کاملا مستقل باشد. حتی ارشاد هم حق دخالت ندارد. هدف این است که خانه ای از جنس مطبوعاتی ها برای آنها تشکیل شود به آن بودجه هم اختصاص دادند. خیلی از بودجه ها بخاطر نبود خانه مطبوعات به دست مطبوعاتی ها نرسید. خیلی هم تلاش شد که این اتفاق نیفتد. بنظر من اشتباه از هر دو طرف بود. هم اداره کل و هم مطبوعات که با بازتاب دادنهای شدید موضوع و پیگیریهای عجیب و غریب و سر و صداهایی که از جانب برخی مطبوعات انجام شد. در حالیکه می توانستند فقط تحریم کنند و بعد از مجاری قانونی شکایت کنند اما نمی توانستند مسائلی بوجود آورند که چالشهای فرهنگی را بیشتر کند و برای دو سه تا مدیرمسئول پرونده تشکیل شود. در این قضیه به نهاد مقدسی مثل سپاه توهین شد. خیلی هم با صراحت توهین شد. سپاه که تقصیری نداشت! مدیر فرهنگی نمی بایست بستری فراهم کند که یک نهاد دیگر وارد این قضیه شود.
البته نباید فقط اداره ارشاد را مقصر دانست؛ یا نهاد دیگر را! برخی مدیران مطبوعاتی نیز متاسفانه در ادبیات رفتاری و گفتاری رشد نکرده اند. خب اینها چطور داعیه دار فرهنگ یک شهر هستند؟! قطعا در آن روز انتخابات خانه مطبوعات هم چالشهایی را با چنین رفتاری بوجود آورده اند اینها را که نمی شود ندید گرفت!
من در این قضیه حتی از وساطتی که برای شکایت سپاه از یکی از نشریات کردم پشیمان شدم! از مدیر محترم روابط عمومی سپاه استان تقاضا کردم موضوع فیصله یابد که باز از سوی یکی از نشریات مسیرنادرستی اتخاذ شد . در خانه مطبوعات چون از اول سنگ بنا بد گذاشته شد دیگر درست نشد. ما هنوز این سنگ بنا را درست نکرده ایم. هنوز دادگاه و دادگاه کشی وجود دارد. متاسفانه برخی مطبوعات با عملکردشان دیوار بی اعتمادی را بلند و بلندتر کرده اند. خود مطبوعات باید بستری فراهم کنند تا خانه مطبوعات ایجاد شود و بعید می دانم با این رویه آنطور که شایسته است شکل بگیرد.
- آیا سرای روزنامه نگاران می تواند جایگزین خانه مطبوعات شود؟
با سرای روزنامه نگاران آشنا نیستم و گمان هم نمی کنم مثل خانه مطبوعات رسمیت داشته باشد. قانونی ترین جایی که می تواند برای مطبوعات باشد همان خانه مطبوعات است. خود وزارتخانه آن را پیشنهاد داده پس نمی تواند برای آن معارض بوجود آورد. ولی اینکه بعدا مجوز گرفته شده یا دستورالعملی صادر شد که در جایی که خانه مطبوعات نمی تواند شکل بگیرد سرای روزنامه نگاران بوجود آید اطلاعی ندارم. قطعا خانه مطبوعات مردمی تر است.
- فرهنگ استان در حوزه تئاتر و نمایش تا چه حد توسعه داشته است؟
در اتاق خود نشست و بر حوزه تئاتر و نمایش مدیریت کند. ما خیلی جاها در فرهنگ ، کوچه بازاری رفتار کردیم و درک نکردیم با هنرمند یا نویسنده نمی توان کوچه بازاری رفتار کرد. این کار هم یک کار سه ماه و چهار ماه نیست. نکته ای که در کشور مغفول مانده و امروزه شدیدا به آن نیاز داریم این است که فرهنگ بومی، اندیشه ها و باورهای بومی مان و یا حداقل اندیشه های ملی مان احیا شود.
اصلا فلسفه بوجود آمدن اداره کل ارشاد اسلامی چیست؟ آیا فقط و فقط باید ابعاد ملی فرهنگ را نگاه کنیم و فرهنگ بومی مغفول بماند؟ آن گاه چه اتفاقی می افتد؟ بنظر من حداقل 70 درصد وظیفه اداره کل ارشاد هر استانی این است که پل ارتباطی باشد بین فرهنگ، باورها و اندیشه های منطقه با دنیای امروز! ممکن است خیلی ها بگویند الان جوانان فرهنگ بومی و منطقه ای را نمی پسندند؛ می خواهم بگویم چون اداره کل ارشاد استانها ذائقه ها را ملی و حتی فراملی کرده اند. آماری از نمایشنامه هایی که قرار شد اجرا شود گرفتیم دیدیم 80 درصد آنها خارجی است! چرا؟ اینکه این موضوع چه خسارتی دارد؛ خودش یک بحث طولانی است و لازم است که به آن توجه کنیم.
- در مورد انتخاب مدیران، با توجه به پیشینه اجرایی شان اینکه مدیر قبلا در محیط نظامی کار می کرده یا در محیط حوزوی تربیت یافته آیا مناسب است برای هدایت حوزه فرهنگی هنری یک استان؟
مدیران فرهنگی هر استان باید از بهترین و زبده ترین افراد باشند. البته آقای مشایخی در سپاه هم در حوزه معاونت فرهنگی بودند و بیگانه با مقوله فرهنگی نیستند. ولی آن اهرمهای لازم که می بایست برای ایشان فراهم شود نشد . معتقدم انتخاب یک روحانی برای مدیریت فرهنگ و ارشاد کار اشتباهی است. چون اگر هم بخواهد نمی تواند سنخیت لازم را داشته باشد. دو سه روحانی که در دانشگاه هنر هستند مثل حاج آقا سرلک یا آقای نقویان، مثل این افراد که بتوانند در تمام حوزه ها مدیریت کنند؛ نادر است. مدیرکلی که روحانی باشد در این حوزه به روحانیتش لطمه می خورد و هم روحانیت او با این حوزه سنخیت ندارد . در واقع یک تخریب دوجانبه به همراه دارد. نمی دانم چرا برنامه ریزی لازم برای انتخاب مدیرکل در وزارتخانه درست انجام نمی شود تا یک مدیرکل بتواند مدیریت کلان داشته باشد و هر حوزه و نقاط ضعف و قوت حوزه ها را بشناسد و اگر قرار شد از یک جا خسارتی وارد شود مدیرکل یک دفعه وا ندهد! بلکه از قبل آن خسارت را شناخته باشد و بداند از کجا قرار است ضربه وارد شود. من در چند استان دیدم که در انتخابها مشکل وجود داشت.
- نقطه قوت فرهنگ استان را در چه دیدید؟
فرهنگ استان پیشینه خیلی کهنی دارد. اما 2 تا مسئله را باید در نظر گرفت. یکی بالقوه بودن فرهنگ استان و دیگری بالفعل بودن آن. از نظر فرهنگ بالقوه الی ماشاء الله داریم ولی به بالفعل تبدیل نشده اند و باید آن را به مرحله بالفعل برسانیم. در استان مرکزی حتی به چهره های فرهنگی توجه لازم نمی شود. استاد واشقانی که به تازگی از دنیا رفت. وقتی برای مراسم ایشان آمدم؛ دیدم در سطح شهر 5 تا بنر هم نزده! این واقعا باعث تاسف است. مشکل این نیست که ما پیشینه و میراث فرهنگی نداریم. یک خوشنویس چهار روز است درجه فوق ممتاز گرفته می گوید واشقانی دیگر کیست؟ او قدیمی است و من او را قبول ندارم. در صورتی که برای همین هنرمند فقید در شهرها و استانهای دیگر مجالس با شکوهی گرفتند. از اینها در استان کم نیستند. اما چقدر در رسانه ها و مطبوعات آنها را به مردم می شناسانیم؟ در اینجا حتی یک همایش مفاخر گرفته نشد! یا همین آقای رضوانی فر که یکی دیگر از هنرمندان خوب استان است ولی به ایشان کم لطفی می شود.
نسخه ی قابل چاپ
نویسنده: حسین جوادی بازدیدها: 2 163 نظرات: 0

فرم ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
 
  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود